السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

235

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

جزئى كه مقدار نداشته باشد و غير قابل تقسيم باشد ، نمىرسيم ؛ گرچه ما عمل تقسيم را در قوّهء واهمه يا عاقله ادامه دهيم . قابل ذكر است كه تقسيم جسم به بىنهايت اجزاى بالفعل در خارج ، ممكن نيست . و اگر مىگوييم جسم را به بىنهايت اجزاء تقسيم مىكنيم اين تقسيم ، تقسيم بالقوّه و در عالم وهم يا عقل است ، نه اين‌كه تقسيم بالفعل و خارجى باشد . حال ، مستشكل يا به گمان اين‌كه جسم چون خارجاً و بالفعل به بىنهايت اجزاء تقسيم مىشود - و چيزى كه چنين است قابليت و گنجايش اشياى بسيار بزرگ را دارد - يا به گمان اين‌كه هرچه به بىنهايت انقسام‌پذير باشد ولو آن‌كه تقسيم در قوهء واهمه صورت گيرد گنجايش اشياى بزرگ را دارد ، مىگويد جزء عصبى يا سلول‌هاى مغزى كه اجسام مادى هستند و به بىنهايت اجزاء ، قابل تقسيم هستند ، استعداد و گنجايش ماهيات بسيار بزرگ ، مانند آسمان‌ها و زمين‌ها را در خود دارند . پس مانعى ندارد كه ماهيات اينها با همهء بزرگيش در سلول‌هاى مغز با همهء كوچكيش بگنجد ؛ زيرا محل ، قابل انقسام به بىنهايت اجزاء است . از اين رو ، گنجايش پنهان آن بسيار است . مؤلف حكيم رحمه الله در جواب مىفرمايند : بله ، كف دست انسان هم به حكم همان قاعده - كه هر جسم به بىنهايت تقسيم مىشود - بىنهايت تقسيم مىپذيرد ، ولى هرگز گنجايش يك كوه را ندارد و نمىتوان كه كوه عظيمى را در كف دستى جاى داد . منشأ خطا اين‌جاست كه جواب دهنده پنداشته‌است كه اجسام خارجاً و بالفعل به بىنهايت تقسيم مىشوند . لذا توهّم كرده است كه هرچه به بىنهايت اجزاء تقسيم مىشود گرچه مانند سلول‌هاى مغز ، كوچك باشد گنجايش اشياى بزرگ‌تر از خود را دارد . غافل از آن‌كه اولًا انقسامات غير متناهى ، خارجى و بالفعل نبوده ، بلكه بالقوه است . و ثانياً اگر مجموع اجزاى بىنهايت را جمع كنيم حاصل جمع ، چيزى بيشتر از يك يا چند سلول مغز - كه بر حسب فرض محل صور ذهنى است - نخواهد بود ؛ زيرا اگر فى المثل يك عدد سكهء ده ريالى را به بىنهايت اجزاى ريز تقسيم كنيم حاصل